درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زند عبور می کرد .چشمش به شاه افتاد با دست اشاره ای به او کرد .
کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .کریم خان گفت : این اشاره های تو برای چه بود ؟
درویش گفت :نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم ؛ آن کریمبه تو چقدر داده است و به من چقدر داده ؟
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت : چه می خواهی ؟درویش گفت :همین قلیان مرا بس است .
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و فروخت .
خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می خواست نزد کریمخان رفته و تحفه ای برای خان ببرد .
پس جیب درویش را پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد ...
روزگاری سپری شد ...
درویش جهت تشکر نزد خان رفت .ناگهان چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره ای به کریمخان زند کرد و گفت :
نه من کریمم نه تو...
کریم فقط خداست ،که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش است !!!
امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.
(تحف العقول ، ص 247)
أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.
(کشف الغمة فی معرفة الائمه ج 2،ص 33)
أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند
(بحارالانوارج81 ص257) (بحارالانوارج90 ص291)
مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ ؛
هر که خدا را ، آنگونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.
(بحار الأنوار، ج 68، ص 184)
ایام سوگواری سیدو سالار شهیدان آقا ابا عبدالله الحسین ( ع ) را به تمامی شیعیان و محبان آن حضرت تسلیت عرض می نمایم.